نکات مثبت
  • باس فایت های متعدد و متنوع
  • جلوه های بصری زیبا
  • روایت داستانی زیبا
  • حضور شخصیت های پرتعداد و به یادماندنی
نکات منفی
  • کش دادن بیش از حد داستان
  • تکراری شدن روند گیم پلی در اکثر مراحل

8.25

10

استدیو Japan Studio  از جمله استدیوهای بازی سازی قدیمی است که جز زیرشاخه های استدیوهای سونی محسوب می شود و از دیرباز عناوین انحصاری متعددی برای سونی ساخته و جز پرکارترین استدیوهای سونی شناخته می شود.یکی دیگر از عناوین ساخته شده توسط Japan Studio عنوان Puppeteer است که توانست با بازخوردهای مثبت و خوبی از سوی اکثر منتقدین مواجه شود.

اگر Little Big Plannet بازی کرده باشید مطمئنا اولین چیزی که در شروع Puppeteer به چشم خواهد امد شباهت بین این دو عنوان خواهد بود. نوع گرافیک، سبک گیم پلی، رفتارشخصیت ها و مهمتر حرف نزدن شخصیت اول بازی Kutaro است که Puppeteer را به یک پلتفورمر  مشابه با LBP تبدیل می کند. و شاید همین امر باعث شود در همان مراحل ابتدایی بازی را رها کنید اما مهمترین نکته ای که میشه به عنوان یک بازیباز درباره Puppeteer یادآور بشم اینه که این بازی نیازمند صبر و تحمل برای رد کردن همان مراحل ابتدایی بازی است و لذت بازی درست بعد از این که قیچی جادویی در اختیار شما قرار میگیرد شروع می شود و تفاوت های بازی با LBP ظاهر شده و Puppeteer را تبدیل به یک عنوان متفاوت و خاص در بین هم سبکهای خود میکند. البته یکی دو مرحله ابتدایی بازی با توجه به این که بیشتر به صورت مراحل اموزشی و شروع شرح حال داستانی بازی طی می شود انچنان هم بی دلیل نباشد.
ایده استفاده از قیچی به عنوان یکی از مهمترین اهرم های گیم پلی باعث شده تا بازیباز رفته رفته بیشتر از Puppeteer لذت ببرد و با استفاده از همین قیچی با لذتی چند برابر به بریدن مشغول باشد. همان طور که اشاره کردیم قیچی و بریدن از اصلی ترین ارکان بازی محسوب می شود. ما برای پیشرفت در بازی، رد کردن موانع، رد کردن دره های عمیق، از بین بردن دشمن ها و باس فایت ها، رسیدن به طبقه اخر یک ساختمان باید تا می توانیم هر چیزی که دم دستمان میرسد با قیچی ببریم.

28018104925481850416

تقریبا همه چیز قابل برش است هر چیزی که در تعامل با بازیباز و در خدمت گیم پلی است را می توان برید، برای مثال برای رد شدن از روی یک دره باید با بریدن برگ های یک شاخه ای از درخت که  اوزیان شده است سریع خودمان را به ان سوی دره برسانیم. یا برای رساندن خود بالای یک ساختمان با بریدن پرچم ها، گلبرگ های گلدان ها، دود ناشی از دودکش خانه های اطراف که به شکلی طنز گونه و زیبا درامده و اماده برش می شوند. شما با هر بار قاچ کردن یک قدم در مسیر خود حرکت می کنید تا به جای درست برسید و روی زمین بشینید.
برش و بریدن انقدر لذت بخش می شود که مایل می شویم اکثر مواقع را مشغول بریدن باشیم، تا طی کردن مسیر با پای پیاده اما باید دقت کنیم که عمل برش را در زمان و مکان درست، به موقع انجام دهیم زیرا با یک برش اشتباه ممکن از یکی از سرها یا کله های خود را از دست بدیم یا کلا در رد کردن مرحله شکست بخوریم.
بله کله ها در بازی حکم سلامتی و جان ما رو دارند و قهرمان داستان ما کوتارو (Kutaro) به دلیل از دست دادن کله اصلی خودش تا انتهای بازی از کله های متعددی که هرکدام کاربرد ویژه ای در بازی دارند استفاده می کند. در داستان بازی هیولا و ادم بده ماجرا در صدد به خدمت در اوردن همه بچه ها است و در این راه کله کوتارو نیز کنده میشه و با استفاده از قیچی جادویی راهی سفری پرماجرا برای به دست اوردن کله و از بین بردن غول بی شاخ و دم بازی می شود. داستان بازی یک سیر سر راست و خطی دارد اما مملو است از شخصیت های ریز و درشت که هرکدام در طی بازی داستان مخصوص به خودشان را دارند. داستان بازی از زبان یک راوی که یک گربه است روایت می شود و جالبتر و مهم تر این که ما داستان بازی را در به صورت بیننده در صحنه تئاتر میبینیم و با هر بار تمام شدن مراحل بازی یک پرده از تئاتر تمام می شود. در این صحنه تئاتر ما تنها نیستیم و در کنار تعداد زیادی تماشاگر که به دیدن Puppeteer به اینجا امده اند حضور داریم.
تماشاگران تا انتهای بازی با صدای جیغ و داد و تشویق حضور خودشان را در بازی نشان می دهند و به جذابیت ماجراهای کوتارو و لذت بخش بودن بازی کمک به سزایی می کنند.با توجه به این که ما مسئول حرکت های کوتارو هستیم، هر عمل عالی از طرف کوتارو باعث تشویق حضار خواهد شد. کشف کردن رمز و رازهای بازی، نکات مخفی، حل کردن معماها، و از بین بردن باس فایت ها به بهترین شکل همگی نه تنها کله های مختلف و کارامدی به ما می دهند بلکه باعث تشویق حضار نیز خواهد بود.
همان طور که اشاره کردیم کله ها نقش به سزایی برای ما خواهند داشت. ما کلا توانایی حمل 3 تا کله را خواهیم داشت و کله ها در انواع بسیار متعددی نسبت به مرحله ای که در ان قرار داریم تغییر می کنند و به سبد لیست کله های ما اضافه می شوند. ما فقط اجازه استفاده از 3 کله را داریم. اگر در حین مراحل شکست بخوریم و یا از دره ای سقوط بکنیم یکی از کله هایمان را از دست خواهیم داد و باید مرحله رو با 2 کله باقی مانده ادامه بدیم و به همین ترتیب تا این که یک کله برایمان باقی بماند که در صورت عدم دقت وقتی سومین کله خودمان را نیز از دست بدیم آن مرحله به کل با شکست روبرو خواهد شد و باید دوباره مرحله رو با سه تا کله جدید از ابتدا شروع کنیم.

Puppeteer729-620x349

در هر مرحله یک سر مخصوص به ان مرحله ارائه می شود که اینجا کله کوتارو یک ساندویچ همبرگر است.مثل محیط مرحله که شبیه اشپزخانه است.

مراحل و نکات مخفی در Puppeteer بسیار زیاد است و میشه گفت درصد اعظم لذت بازی به کشف و جستجو برای یافتن همین نکات مخفی تدارک دیده شده. در طول کل بازی ما یک دوست همراه خود داریم دوستی که توانایی پرواز دارد و خودش را به هر کدام از قسمت های صفحه تصویر میرساند. کنترل دوست ما در حالت یک نفره به دست خودمان است که با انالوگ راستی کنترلر قابل حرکت است و این نکته در اکثر مواقع بازی دردسر ساز می شود. چون ما باید کوتارو و یار خودمان را همزمان در ان واحد کنترل کنیم و زمانی که مراحل بازی شلوغ و به صورت سریع طی می شود این کنترل به سختی یا برخی اوقات اصلا انجام نمی شود. هیچ اتفاقی برای یار کنار  ما نخواهد افتاد و اسیبی نمی بیند پس میتوان او را به حال خود رها کرد اما در این صورت درصد اعظم مراحل و نکات مخفی بازی را از دست خواهیم داد.
دوست ما به جز حرکت کردن به وسیله دکمه R2 قدرت نگه داشتن و تعامل بر روی قسمت هایی از مراحل را دارد. برای مثال وقتی که در یک محیط اشپزخانه هستیم می توان لحظه ای را با دوست خودمان در محیط بگردیم، به کمدها، قاشق ها، داخل کشوها سر بزنیم و با زدن دکمه R2 انها تکان بدهیم تا اگر الماسی هست بدست بیاوریم یا اگر نکته مخفی داخل ان است کشف کنیم. اکثر نکات مخفی یا بچه هایی هستند که اسیر شدند و با ازاد کردن انها هم امتیازهای بالایی میگیریم و تماشاگران نیز از تشویق بی نصیبمان نمی کنند. اما مراحل مخفی کاملا به کله های کوتارو بستگی دارد، هر کله نسبت به هر مرحله تغییر می کند و به مرور با کله های مختلفی اشنا خواهیم شد که نقش سر را برای کوتارو ایفا می کنند.
مثلا وقتی که سر کوتارو یک موز است این موز در یک مرحله باغ وحش میمون ها داده میشه، یا ممکن است کله کوتارو یک اسپیکر، کبریت، همبرگر و صدها شکل دیگه باشه. نحوه استفاده کله ها بسیار ریز اما کاربردی است، مثلا وقتی ما کله شکل هفت تیر داریم در مبارزه با یک کابوی در زمان مناسب که بازی این زمان را در موقعیت های مختلف در اختیار ما قرار میدهد به کار میبریم، به شکل یک جادو و مجیک یک بلای بزرگ بر سر کابوی می اید و یک خط جان او از بین میرود و همین روال برای بقیه سرها نیز قابل استفاده است.
کوتارو در طی سفر خودش چندین قدرت دیگر نیز به دست می اورد، قدرت پرتاب بمب های نینجایی، پرتاب زنجیر، سپر جادویی، که هر کدام به مرور با پیشروی در بازی به ما داده می شوند و هر کدام استفاده های خاص خود را دارند.

مبارزه با باس فایت ها از قسمت های فوق العاده جذاب بازی محسوب می شود.

مبارزه با باس فایت ها از قسمت های فوق العاده جذاب بازی محسوب می شود.

لول دیزاین در Puppeteer  بسیار عالی است. مراحل بازی بسیار متنوع و زیبا طراحی شدند. (حتا بهتر از عنوان Rayman Legends) با توجه به داستان بازی، مراحل بر روی کره ماه اتفاق می افتد و ما در هر Act که از بازی سپری میکنیم یک قسمت از ماه را رد میکنیم. بازی کلا دارای 7 act است که هر Act دارای 3 مرحله است و بعد از انتهای هر Act باید با باس فایت بزرگ مخصوص ان Act مبارزه کنیم که هر کدام از باس فایت ها به نوبه یکی از زیر دستان هیولای بزرگ (موش کور) هستند و ما با هر بار شکست دادن انها یک نیروی جدید که در بالا اشاره کردم به دست می اوریم. مبارزه با باس فایت ها از نکات بسیار زیبای بازی است و هر کدام روش مخصوص از بین بردن خود را دارند که در نهایت توسط قیچی جادویی ما به چند تکه تقسیم می شوند. مثلا در مبارزه با باس فایت مار اژدها با بریدن کل دم مار و رسیدن به قسمت سر ان او را نابود می کنیم. یا در مبارزه با پلنگ بزرگ دندان هایش را با قیچی از ته برش می دهیم.مبارزه با باس فایت ها بسیار جذاب از اب درامده است، مخصوصا QTE های جذابی که به لطفا انیمیشن های طنز گونه بازی که یاداور مبارزات کریتوس با خدایان می شود.

اما هر چقدر لول دیزاین بازی عالی عمل کرده است، کندی روایت داستان و منتظر گذاشتن گیمر توسط بازی باعث شده تا Puppeteer  بعد از مدتی بازی کردن خسته کننده شود. استدیو سازنده بازی سعی کرده تا با تزریق تعداد زیادی از شخصیت ها و روایت چندگانه از زبان شخصیت های مختلف هیجان زیادی را به بازی تزریق کند اما حضور تعداد زیادی شخصیت ها که هر بار قبل و بعد از پایان هر مرحله خودشان را به روی سحنه سن تئاتر میرسانند و با کلی صحبت کردن و وراجی های بیمورد از کرکری خواندن ها و رجزخوانی های پی در پی باعث شدند تا نه تنها اصل روند گیم پلی بازی اسیب ببیند بلکه باعث می شوند تا بازی خسته کننده شود و بازیباز تحمل گوش دادن به همه رویدادهای داستان بازی نشود که شاید مجبور شود انها را Skip یا رد کند چه بسا که در اکثر مواقع صحبت های انچنان مهم و تاثیرگذار در داستان بازی گفته نمی شود. تاکید زیاد بازی برای صحبت کردن شخصیت ها بر روی گیم پلی بازی نیز تاثیر گذاشته و اکثر مواقع بازی ما با سرعت بسیار زیاد توسط قیچی خودمان در حال حرکت هستیم و عملا بیشتر مواقع در حال زدن یک دکمه برای انجام عمل برش هستیم و به همین شکل ادامه میدهیم تا این که به یک باره مرحله تمام می شود و انگار که ما فقط شاهد اتفاقات داخل بازی بودیم. نکته قابل توجه این که در چنین مراحلی که به هیچ وجه نمیشه ایستاد نکات مخفی قرار داده شده است که خب عملا انجام انها امکان ناپذیر می شود. البته همان طور که گفتم ما یک دوست داخل بازی داریم اما کنترل یار کناری ما همزمان با کنترل کوتارو دردسر ساز است و باعث می شود که از خیر نکات مخفی بگذریم. بازی را می توان به صورت دو نفری و Co_Op نیز دنبال کرد و در اینجا خودمان کنترل کوتارو و نفر دوم کنترل یار داخل بازی را به عهده خواهد داشت، شاید سازندگان با این عمل خواستند تا مواقعی که حواس کوتارو به رد کردن مراحل بازی است، نفر دوم در جستجوی نکات مخفی و جمع کردن ایتم ها باشد و البته همین امر باعث شده تا co-op بازی بسیار جذاب و لذت بخش باشد.

گرافیک در Puppeteer  فوق العاده زیباست. پس زمینه های متحرک همراه با نورپردازی های زیبا، وجود جزییات زیاد در مراحل مختلف و رنگ پردازی زیبا و چشم نواز که باعث شده Puppeteer  یکی از بهترین گرافیک های سبک پلتفورمر را داشته باشد. از همان ابتدای بازی موسیقی از تاثیرگذارترین بخش های بازی خواهد بود و بیشتر اوقات یاداور تم موسیقی فیلم هری پاتر نیز می شود.

جلوه های بصری بازی فوق العاده زیبا و پرجزییات هستند.

جلوه های بصری بازی فوق العاده زیبا و پرجزییات هستند.

Puppeteer یک پلتفورمر جذاب و متفاوت است که مملو است از مراحل مخفی و پازل های قابل حل که شما را برای چندمین بار بازی کردن ترغیب می کند.

Share on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+Pin on PinterestShare on RedditShare on TumblrEmail this to someone

7 نظر برای “پارچه، کاغذ، قیچی | نقد و بررسی Puppeteer

در صورتی که نظر شما به پست مربوط نیست لطفاً از صفحه تماس با من استفاده کنید.

برای اینکه بازی در حال انجامتان یا بازی مورد علاقه یتان در کنار نام و آواتار شما در قسمت نظرات نمایش داده شود، میتوانید وارد پروفایل خود شده و آن را اضافه کنید.

با کلیک روی هر یک از دکمه های زیر می توانید نظرات مربوط به گروه خاصی از کاربران را مخفی کنید. برای مثال روی دکمه کاربر تازه کار کلیک کنید تا تمام نظرات مربوط به همه کاربران تازه کار ناپدید شود. توجه داشته باشید که در این صورت جواب دیگر گروه ها به کامنت مربوطه هم ناپدید خواهند شد.

مدیریت سایت حـــــــــرفه ای کاربر فعال کاربر تازه کار
پنهان کردن / نمایش نظرات کاربران
  1. sajjad تازه کار

    با عرض سلام و خسته نباشید.
    نقد بسیار جالبی بود.
    توی سایت وردپرس نوشته بود به مدیر خود اطلاع دهید که وردپرس 3.7 اماده است.
    اگه لطف کتید و اموزش مولتی پلیر بازی alien rage را بزارید ممنون میشم .
    sajjad

    1. hossein code مدیریت سایت هیچی!

      منمون
      بله میدونیم فقط منتظرم نسخه فارسیش بیاد تا اپدیت کنیم.

      در مورد Alien Rage هم قبلا تو یکی از این پست های آموزش مولتی سوال کرده بودی که اونجا جواب دادم

  2. amir-kalak تازه کار

    مثل reyman هستش؟؟؟

    1. Layken حـــــــــرفه ای

      از لحظا سبک اره ولی از لحاظ کلی متفاوت هستن

  3. omid07 تازه کار

    اقا دمت گرم داستان بازی batman arkham orgins رو هم بزاری ممنون میشم

    1. hossein code مدیریت سایت هیچی!

      فکر نکنم به این زودی ها بتونم بنویسم چون هنوز Arkham City رو بازی نکردم!!

  4. emad_heydari تازه کار

    کمی به ریمن شباهت داره

پاسخ دادن به amir-kalak لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *