توجه داشته باشید که این پست یکی از مطالب قدیمی بازی‌وود است که بیش از ۱۰ سال از زمان انتشار آن می‌گذرد. اگر کیفیت تصاویر پایین است یا ساختار صفحه مشکل دارد به این علت است. این ایرادات در قالب جدید سایت برطرف شده‌اند و در مطالب جدید خبری از آن‌ها نیست.

در يكي از اين نمايشگاه هاي بازي سال پيش داشتم تريلرهاي دانلود شده را مي ديديم كه ناگهان يك بازي نظرم را به خودش جذب كرد. وقتي ديدم سازنده آن Starbreeze است، همان كساني كه بازي Riddick: Dark Athena و جديداً هم Syndicate را ساخته اند، علاقه ام نسبت به بازي بيش تر شد. جالب اينجاست كه تا همين يك ماه پيش تاريخ انتشار رسمي بازي دقيقاً مشخص نبود و اين صبر كردن را سخت تر مي كرد. بالاخره مانند صبر براي هر بازي ديگر، زمان گذشت و ديروز توانستم بازي را دانلود و نصب كنم. خوشبختانه يا متاسفانه بازي كوتاه بود و در عرض چند ساعت تمام شد. در اين نقد خواهم گفت كه چرا Brothers: A Tale of Two Sons يكي از بهترين بازي هاي كوچكي است كه تاكنون ساخته شده. صنعت بازي به چنين بازي هايي احتياج دارد.

غول ها بدجنس به دنيا نمي آيند!

غول ها بدجنس به دنيا نمي آيند!

مهمترين و اولين چيزي كه در مورد بازي وجود دارد اين است كه شما بايد دو برادر را همزمان كنترل كنيد. معماها و محيط هاي بازي هم بر همين اساس طراحي شده اند. البته با ديگر بازي هاي دو نفره كه در آن دو نفر كنترل هر كدام از شخصيت ها را برعهده مي گيرند يك تفاوت اساسي وجود دارد و آن اين است كه چون همزمان دو شخصيت را كنترل مي كنيد بايد قدرت تمركز بالايي داشته باشيد وگرنه خيلي سريع گيج خواهيد شد! مانند اين مي ماند كه به شما بگويند با يك دست خود روي هوا مربع بكشيد و با دست ديگر دايره. اگر امتحان كنيد به احتمال زياد نخواهيد توانست همزمان اين كار را انجام دهيد و دليلش هم واضح است! ذهن شما قدرت پردازش يك چيز در هر لحظه را دارد. اما چيزي كه باعث مي شود به كنترل دو برادر به طور همزمان عادت كرد اين است كه سازندگان به جزئيات گيم پلي بازي توجه زيادي داشته اند؛ كاملاً مشخص است كه تستر هاي بازي چندين بار بازي را از ابتدا تا انتها بازي كرده اند و مراحلي كه درصد خطا در آن بيشتر است را پوليش كرده اند. براي مثال در بعضي صحنه ها مسير شخصيت خود به خود عوض مي شود يا پيچي كه بايد شما بپيچيد خود به خود انجام مي شود. البته اين مسئله چندان به چشم نمي آيد و نكته منفي هم نيست. در نسخه PC براي كنترل برادر كوچك تر از كليد هاي جهت دار سمت راست كيبرد و براي كنترل برادر كوچك تر از كليد هاي WASD سمت چپ كيبرد استفاده مي شود. هر برادر يك كليد واكنش با محيط مخصوص خود را نيز دارد كه براي برادر كوچك تر كليد كنترل راست و برادر بزرگتر كليد اسپيس است. همان طوري كه مي توان حدس زد در اين بازي كاري با موس صورت نمي گيرد و براي چرخش زاويه دوربين از كليدهاي شيفت چپ و راست استفاده مي شود. البته در بيشتر مواقع دوربين به طور اتوماتيك مي چرخد تا بهترين زاويه ديد را به شما بدهد اما گاهي هم نياز به چرخش دستي مي شود.

در این شب سرد... هر اتفاقي ممكنه بيوفته!

در این شب سرد… برادر كوچك تر يك نفر را دارد كه به او تكيه كند ولي برادر بزرگتر چه؟

داستان اين دو برادر اين است كه آنها مادر خود را از دست داده اند و پدرشان هم مريض است. آنها مجبورند براي نجات پدرشان به يك ماجراجويي شگفت انگيز پا بگذارند تا از چشمه آب شفابخشي كه در آن طرف سرزمين پهناورشان وجود دارد مقداري آب بردارند و با آن پدرشان را نجات دهند. داستان بازي به همين سادگي شروع مي شود و ادامه مي يابد، حتي زباني كه آنها حرف مي زنند هم وجود خارجي ندارد و يك كلمه حرف معني دار در طول بازي نمي شنويد. اما اتفاقات و صحنه هايي كه در طول اين ماجراجويي اين دو برادر اتفاق مي افتد خود به داستان بسياري از فيلم ها و بازي هاي پرخرج مي ارزد. پايان بازي هم يكي ديگر از نكات قوت بازي است كه چيز زيادي در مورد آن نمي گويم و پيش نهاد مي كنم حتما خودتان امتحانش كنيد.

گيم پلي بازي و پازل هاي آن بر اساس همين كنش و واكنش اين دو برادر با محيط و ديگر افراد شكل مي گيرد. بعضي مناطق هستند كه فقط برادر كوچك تر مي تواند از آنجا عبور كند و در آن طرف بعضي كارها وجود دارد كه فقط برادر بزرگتر مي تواند از پس آن بر بيايد. نكته ديگر اينجاست كه در برخورد با انسان هاي واقعي، اين تفاوت سني دو برادر به طور جالبي مشهود است. براي مثلا قصد داريد از مردي كه خواب است سوالي بپرسيد، اول برادر بزرگتر را پيش آن مرد مي بريد ولي چون ميبيند خواب است او را بيدار نميكند؛ اينجاست كه برادر كوچك تر را امتحان مي كنيد و او همانند ديگر بچه هاي بازي گوش ديگر عمل مي كند! او سطل آبي را بر ميدارد و به صورت مرد خوابيده ميريزيد و او را بيدار مي كند و حال مي توان برادر بزرگتر را پيش او برد و از او سوال كرد. پازل هاي بازي هم هرچند متنوع هستند اما به راحتي حل مي شوند. البته باز هم نكته منفي محسوب نمي شود زيرا از حل كردن آنها لذت مي بريد.

آماده هدشات كردن هستيد؟

آماده هدشات كردن هستيد؟

گرافيك بازي با اين كه تم كارتوني دارد ولي كاملا با فضاي بازي هماهنگ است. بعضي صحنه ها واقعا چشم نواز هستند به طوري كه مدام دست من روي دكمه عكس برداري بود! اوج هنر نمايي طراحان بازي در صحنه اي است كه بايد از ميان ميدان جنگ آدم هاي غول پيكر عبور كنيد. مسير از پيش تعيين شده را طي مي كنيد و جنازه هاي انسان هاي غول پيكر در گوشه و كنار ريخته شده اند و حس عجيبي به شما دست مي دهد. صحنه ها و منظره هاي اين چنين جالبي در انتظارتان است كه بيش از اين آن ها را لو نمي دهم.

اما مي رسيم به موزيك هاي بازي كه يكي از بهترين هاي چند سال اخير است. موزيك منوي بازي كه در طول بازي هم استفاده مي شود شنيدني است ولي بهترين آن زماني است كه در همان صحنه آدم هاي غول پيكر پخش ميشود. در اين صحنه اين موزيك تاثير گذار به زيبايي حس تعليق را در شما به وجود خواهد آورد و به نظرم با عاج فيل نواخته شده است. واقعا براي تعجب برانگيز بود كه چقدر سازندگان به موزيك هاي اين تجربه چند ساعته توجه كرده اند كه البته بسيار جاي تحسين دارد.

در كل Brothers: A Tale of Two Sons بسيار از آنچه فكرش را مي كردم بهتر است و به نظر مي رسد نظر بقيه منتقدها هم همين است و استقبال خوبي از بازي كرده اند. فقط مي ماند فروش بازي كه اميدوارم اين امر هم محقق شود تا بازي هاي اين چنيني بيشتري را شاهد باشيم. پيش نهاد من اين است كه اگر مشغول انجام بازي ديگري نظير Splinter Cell: Blacklist يا Saints Row IV هستيد دست نگه داريد و اول اين شاهكار را تجربه كنيد.

يكي از صحنه هاي هيجان انگيز بازي. در يكي از راه هاي فرعي فردي را مي بينيد كه خود را دار ميزنيد و اگر سريع عمل كنيد مي توانيد او را نجات دهيد.

يكي از صحنه هاي هيجان انگيز بازي. در يكي از راه هاي فرعي فردي را مي بينيد كه خود را دار ميزنيد و اگر سريع عمل كنيد مي توانيد او را نجات دهيد.