توجه داشته باشید که این پست یکی از مطالب قدیمی بازیوود است که بیش از ۱۰ سال از زمان انتشار آن میگذرد. اگر کیفیت تصاویر پایین است یا ساختار صفحه مشکل دارد به این علت است. این ایرادات در قالب جدید سایت برطرف شدهاند و در مطالب جدید خبری از آنها نیست.
اواسط بازي Spec Ops: The Line و بعد از چندين ساعت كشت و كشتار به جايي ميرسيد كه به نظر ميرسد پايگاه نظامي دشمنتان است. براي رسيدن به هدفتان مجبور هستيد از وسط آن عبور كنيد. درست زماني كه شايد فكر كنيد حوصلتان از كشتن اين همه سرباز سر خواهد رفت ناگهان Walker، شخصيت اول بازي، به يكي از هم تيمي هايش اشاره ميكند كه خمپاره حاوي فسفرهاي سفيد را آماده كند تا به كمك آن دشمنان را از بين ببريد و اينگونه كارتان راحت تر شود.
دوربين به آسمان فرستاده ميشود، شما محل برخورد موشكها را به سبك بعضي از مراحل Call of Duty مشخص ميكنيد و سپس فسفرهاي سفيد روي سر دشمنان فرود مي آيد. اما نكته عجيبي وجود دارد. بازتاب چهره Walker روي صفحه نمايش نشان داده ميشود. گويي سازندگان قصد دارند پيامي به شما برسانند.
بعد از اتمام شليك موشك ها بازي شما را مجبور ميسازد از ميان خرابه هايي كه خودتان باعث آن شده ايد عبور كنيد. سربازاني را ميبينيد كه بدنشان سوخته است، يكي پايش را از دست داده و با اينكه ميداند آخرين لحظات عمرش است اما باز هم خود را به گوشه اي ميكشاند تا شايد از ديد شما و گلوله هايي كه احتمال دارد به او بزنيد پنهان شود. شايد بخواهيد قضيه را اينگونه توجيه كنيد كه اين جنگ است و آنها هم آدم بدهاي داستان هستند. اما به سرعت ميفهميد كه اشتباه ميكرده ايد.
ناگهان يكي از سربازان كه آخرين نفس هايش را ميكشد، توجه شما را به خود جلب ميكند. با صورتي سوخته سر خود را بالا ميآورد، از شما ميپرسد «چرا؟ … ما داشتيم كمك ميكرديم…» و به گوشه اي اشاره ميكند و ميميرد. در واقع اينها سربازاني بودند كه مسئوليت حفاظت از شهروندان بيگناه را داشتند و براي همين آنها را در اتاقي جمع كرده بودند. اتاقي كه شما با تصميم خودتان براي راحتي خودتان با فسفرهاي سفيد خرابش كرديد.
Walker به اتاق ميرود و جنازه هاي سوخته افراد بيگناه را ميبيند. اينجاست كه يكي از صحنه هاي دراماتيك سال 2012 رخ ميدهد. كودكي در آغوش مادرش و در حالي كه مادر دستش را روي چشمان دخترش گذاشته تا شاهد صحنه هاي دلخراش نباشد، سوخته است و استخوان هاي صورتش پيداست. ناخوداگاه به لحظه اي كه موشك ها را پرتاب ميكرديد مي افتيد و تصوير Walker را روي صفحه نمايش به ياد مي آوريد. ديگر بايد پيام سازندگان بازي را به خوبي فهميده باشيد. همه ي اين جنايتها تصميم خود Walker يا بهتر بگويم كار خود شما بود…

خیلی اعصبانی بودم و شخصیت اصلی بازی رو سرزنش می کردم همش تقصیر ما و فرمانده آن گروه بود
من که تا لحظه آخر کشتم. بازم میومدن میکشتم. به جز آخر بازی من جای دیگه ای حق انتخاب ندیدم. خیلی جاها نمیخاستم کاری کنم ولی خب انتخاب دیگه ای نبود.
کلا در طول بازی طیف حال کاراکتر به خوبی دیده میشه اوایل حالشون خوبه هر چی میگذره دیوونه تر میشن این دیوونه تر شدنو تو اکسکیوشنا میشه دید یکیم اول بازی از کشتن نجات یافته ها ناراحت میشد و میگف فک میکردم اومدیم کمک ولی دیوونگی خود واکر بود ماموریتشون پیدا کردن سربازای نجات یافته گزارش دادن و برگشتن بود شد دزدین آبو بمبارون مردم و تیر بارون مردم و کشتار سربازای آمریکایی
آخرشم توهم کنراد گف بش قبل اینکه تو بیای 5000 نفر تو دبی زنده بودن الان که هستی چند نفر؟ فردا چند نفر من اومده بودم مردمو از طوفان نجات بدم ولی باید اونارو از تو نجات میدادم این دیالوگو هرکی فهمید امکان نداره یاد جنایتاش در طول بازی نیوفته
آقا کی fubarرو تا آخرش رفته لایک کنه😎
Gentlemens welcome to Dubai😑
آقا عالییییی بود این بازی .هم از نظر داستان هم از نظر گرافیک .واقعا همه چی تمومه این بازی.کسایی که میگن خسته کنندس یا ایراد میگیرن واقعا بی لطفی در حق سازنده هاش میکنند.بهترین بازی کل عمرم بود !
هر چهار پایانش هر کدوم چند چپتر هستن؟
زبان بازی من روسی و دشمنا هم فارسی صحبت میکنن عجیب نیس
این بازی دو نکته داشت:
1-وقتی بازی رو اجرا می کنی رو صفحه اصلی بازی پرچم آمریکا رو برعکس آویزان کردن (بغل اون اسنایپر تو صفحه اصلی)که این نشانه ی این است که سربازا از نظر روحی بسیار ضعیف هستند .که این رو تو دیالوگ های بین سربازان افراد می شنویم ( ما برای چی اینجا هستیم!؟؟! برای کشتن مردم!!! )
2- تو پایانی که انتخاب میکنی کنراد رو بکشی و به اون سربازا برسی یک چیز ناخوشایند پیدا کردم تو اون صفحه هایی که معمولا هنگام رفتن به مرحله بعد میاد نوشته اگه تو آدم بهتری بودی اینجا نبودی ( یعنی وارد این مرحله نمی شدی)!!!
درین باره کلا نوشته های لودینگ پر از تیکه و کنایه های خیلی سنگین بود و هرچی به پایان نزدیک میشدیم بیشتر و سنگین تر میشدن مثلا یکیش این بود که همه ی اینا تقصیر توعه که باز خرابکاریای در طول بازی یادمون میاد
سلام خدمت همه
من این بازی رو چندین بار تموم کردم واقعا میگم سری بازی های کالاف دیوتی و… باید جلوش زانو بزنن از لحاظ داستان عالی بود و تنها بازیی بود که تا این حد با احساسات بازی میکرد.
از حق نگذریم گرافیکش فوق العاده بود و روند بازی هم خیلی قشنگ و هیجان انگیز بود آهنگشو که دیگه نگووو
بازى خيلى احساسى هستش نميدونم بازيش. کنم يا نه
عاشق این بازیام…ازینا سراغ دارید بازم عایا؟
بازی خوبی بود چون با موتور آنریل 3 ساخته بود محیط های بازی بسیار زیبا بود ولی درجه سختی بازی خیلی نا متعادل بود
این قسمتش واقعا عجیب بود. تو هیچ بازی ای نمونش رو ندیده بودم. کلا داستانش واقعا گیرا بود. من تو اون قسمت که باید از بین جنازه ها رد میشدی به هرکی که میدیدم داره جون میکنه یا درد میکشه شلیک میکردم تا راحت شه :). اون قسمتش که لوگو رو دار زدن اینقد ناراحت و عصبانی شدم که زدم با نارنجک انداز 15-20 تا ازون ادما رو کشتم . میگفتم آشغالا اومدم کمکتون اون وقت شما میزنید سرباز زیردست منو میکشید. آخرش فهمیدم که همه آتیشا زیر سر خودمه. فهمیدم چه گندی زدم. همون بهتر که من نرفتمه نظامی بشم 🙂
من بد از رد کردن اون مرحله ی دلخراش گریم گرفت
یه سوال دیگه کانراد هم مثل بقیه چیز ها جزو توهم هاش بود
بله. کانرادی در بازی اصلی به هیچ وجه وجود نداشت!!
فقط تنها صحنه اول بازی کانرد رو نشون میده که تو یه هوای غروبی از خواب بیدار میشه و از پله ها بالا میره و مثل یه روز عادی کاری رفتار میکنه, اما از درون…
این قضایا مال 6 ماه قبل پیشه. دقیقا همون وقت که کانرد پشت اون سیگنال ضعیف با اون صدای دلنشین. درعین حال خسته. لرزه انداز دروسط شهر مرده ی دبی جهان رو میلرزونه
واقعا هم تمام گیمرها و هم منقد هایی که فقط بر اساس عقاید خودشون هر نمره ای به هر بازی میدن واقعا درحق این بازی بسیار بسیار نامردی کردن!!! اصلا از هیچ لحاظ سزاوار این همه کم لطفی نبود. بسیار طول میکشه تا همه عظمت این بازی رو درک کنن.
آخ دلم کشید باز بشینم سر 5ساعت تمومش کنم :)) هربار میشینم پاش یه سره تا آخرش میرم