13 سال پیش
56 کامنت
36 مطلب
1,500
7 از 94
این قسمت هنوز پر نشده است!
13 سال پیش
56 کامنت
36 مطلب
1,500
7 از 94
این قابلیت فقط برای اعضای سایت در دسترس است. لطفا برای ادامه وارد حساب کاربری خود شوید.
رفتن به صفحه ورودکسب امتیاز به ازای هر فعالیت و بالا رفتن لول
دریافت مدالهای خاص و رنکهای جدید
دریافت نوتیفیکیشن و اطلاع از اتفاقات جدید
شرکت در نظرات و گفتگوهای کلن و گروه
هنوز عضو نشدید؟ اینجا کلیک کنید و عضو شوید
رمزتان را فراموش کردهاید؟ آن را عوض کنید
نه نیومده و حتا هنوز معلوم نشده کی میاد.
IGN به بازی8.2 داده.
من این بازیو تموم کردم و باید بگم فوق العادست، اصلا انتظارشو نداشتم که بازی اینقدر بهم بچسبه
واقعا عالیه مخصوصا داستانش که یک تراژدی به تمام معنا بود
شما در مرحله یا چاپتر 27 هستید
خب درسته دیگه موقعی که اون دروازه های بزرگ رو باز می کنید قفسه ها باز میشن و می تونید برید و اون سر مجسمه که اسمش چشم هستش رو بردارید بعد از برداشتنش یک قدرت جدی به شما میده که با نگه داشتن R2 و زدن دایره از این قدرت استفاده میکنه.
اینجا دقت کن یک جسد اون کنار افتاده شما باید موقعی که به طبقه بالا میرید اون جسد رو هم با خودتون ببرید و از بالا بندازید درست روی اون اهرم یا دکمه اون موقع سکو دیگه به جای اولش برنمیگرده و راحت میتونی بپری به جای دیوار روبرویی
دقت کن جسد رو با خودت ببر با طبقه بالا قبل از این که دست و پای اون یارو کنده بشه از گوشه سکوی طبقه دوم پرتش کن روی اهرمه
چون در برخی مراحلش به اطراف کشور ایران و در یک مرحلش داخل کشور ایران میشیم.
متوجه شدم کجارو میگید. اون سکوهایی که میگید که شبیه میدان رینگه، لوستر هستن که باید تا وقت هستش از روی هر دو تاشون بپری.
من هم مثل شما موقع پریدن از روی لوستر دومی چندین بار افتادم پایین اما راه حلش اینه که وقتی روی لوستر دومی پریدی باید تا انتهای لبه لوستر حرکت کنی بعد بپری و مکس هم نکنی همین که پریدی باید R 1 رو سریع و به موقع بزنی تا گیره روبرویی رو بگیره.
فقط راهش اینه که درست از لبه لوستر دومی بپری
من دقیق متوجه نشدم کجارو میگید چون که چند تا غار داریم اگه ممکنه شما اسم چپتری که توش هستی رو بگو تا بگم چه باید بکنی
اونجا اتنا کلیه حوادث زندگی کریتوس رو براش تعریف میکنه و میاره جلو چشمش و کریتوس رفته رفته زن و فرزندشو میبینه که خودش کشته بود و الان در عذاب وجدان بود
اما چون کریتوس همه رو کشته بود و خودش خدا شده بود همینطوری الکی نیمشد کشته بشه و تنها راهش توسط شمشیر زئوس و انتها بود که اونو میکنه تو شکم خودش تا بمیره ولی خب اخرش نشون میده که خون است ولی خودش نیتس که اینجا هنوز نامعلوم مونده
غاری که توش هستی به خط داستانی مربوطه یا یک ماموریت فرعی هستش؟
چون در اصلی ها اکثر مواقع مسیر دیگه برگشت نداره و خروج هم بستگی به کاری داره که باید انجام بدی که مسیر باز بشه