توجه داشته باشید که این پست یکی از مطالب قدیمی بازیوود است که بیش از ۱۰ سال از زمان انتشار آن میگذرد. اگر کیفیت تصاویر پایین است یا ساختار صفحه مشکل دارد به این علت است. این ایرادات در قالب جدید سایت برطرف شدهاند و در مطالب جدید خبری از آنها نیست.
هر جا صحبتی از Outlast می شود همه به Indie یا مستقل بودن آن اشاره می کنند و بحث های تکراری صورت می گیرد. خودم هم قبلاً همین حرف ها را زده ام پس زیاد مقدمه چینی نمیکنم، فقط همین را بدانید که Outlast یک بازی ترسناک و تولید شده توسط یک استودیوی مستقل به نام Red Barrels است که در آن تنها باید بگردید و یا فرار کنید؛ هیچ مبارزه ای در کار نیست.
داستان در نگاه اول بسیار سر راست به نظر می آید. شما در نقش یک روزنامه نگار به نام Miles Upshur هستید که تصمیم می گیرد به یک تیمارستان مرموز رفته و پرده از حقایق پنهان آن بردارد. همه چیز برای یک بازی ترسناک این سبکی آماده به نظر می رسد. شروع بازی هم به ایجاد این حس کمک می کند. اولین صحنه ای که بازی کن می بیند داخل یک اتوموبیل در حال حرکت آن هم در یک شب سرد و تاریک و به سمت این تیمارستان است. نمای خانه کم کم از دور دیده می شود و ناخودآگاه احساس نا امنی به بازی کن القا می گردد. وقتی وارد حیاط تیمارستان می شوید و خودرو های زرهی متروکه را می بینید، دیگر مطمئن می شوید که اتفاقاتی در حال افتادن هستند.
داستان به همین ترتیب ادامه می یابد و با شخصیت های دیگری هم در طول بازی رو به رو می شوید. بحث به چالش کشیدن مذهب و منطق هم مانند دیگر فیلم ها و بازی های این شکلی وجود دارد ولی زیاد نمیخواهم وارد آن شوم. داستان بازی به گونه ای است که چیز جدیدی برای گفتن ندارد ولی شما را به ادامه بازی جذب می کند. در اواخر بازی بعضی افشای حقایق هم وجود دارد که نسبتا راضی کننده است اما مشکل اصلی در پایان بازی است. به شخصه بعد از آن همه دردسر و گشت و گذار در تاریکی، منتظر پایانی بودم که تحمل این سختی ها را توجیه کند ولی اصلا راضی کننده نبود. متاسفانه سازندگان تصمیم گرفته بودند تا با یک پایان شوکه کننده بازی را تمام کنند که به نظر من چندان جالب از آب در نیامده است. مهم ترین مشکل من با پایان این است که دلایل منطقی کافی برای آن وجود ندارد که بخواهم خودم را توجیه کنم که چرا آن اتفاق افتاد! شاید در وقتی دیگر در مورد پایان بازی به طور جداگانه مطلبی بنویسم ولی اینجا جایش نیست.
برسیم به گیم پلی بازی که برای یک استودیوی تازه تاسیس که اولین بازی اش است، بسیار خوب است. همان طور که در اول نقد گفتم هیچ مبارزه ای در کار نیست و تنها چیزی که شما در دست دارید یک دوربین فیلم برداری است. دوربین بازی اول شخص است و وقتی دوربین را فعال می کنید تنها یک کادر مربعی شکل وسط صفحه می آید و باعث اذیت شما می شود و کمی هم رنگ بندی صفحه را عوض می کند. البته استفاده از آن اجباری نیست ولی اگر بخواهید شخصیت اول بازی نسبت به صحنه هایی که در بازی می بینید عکس العمل نشان دهد باید دوربین روشن باشد. به کمک قابلیت دید در شب دوربین هم می توان مناطق تاریک را بهتر راه یابی کرد. این که باتری این دوربین در حالت دید در شب خالی می شود و باید از محیط بازی باتری پیدا کنید به جذابیت های بازی افزوده است. از طرفی به خاطر ترس و تاریکی مجبورید از آن استفاده کنید و از طرف دیگر هم در صورت تمام شدن باتری باید دنبال باتری های بیشتر باشید و این یعنی باید مناطق ترسناک بیشتری را بگردید. اگر ایده دوربین طور دیگری پیاده می شد بهتر بود چون بدون دوربین صحنه ها بهتر دیده می شوند.
اساس گیم پلی بازی گشت و گذار در راه رو ها و مناطق مختلف این تیمارستان است. برای همین برخی حرکات خاص برای شخصیت اول بازی تدارک دیده شده است که هر از چند گاهی از آنها استفاده می کند. مانند پریدن از روی مانع، پرش و گرفتن لبه سکوها، عبور از بین دو جسم که فاصله کمی از هم دارند و حرکات این چنینی که به خصوص در صحنه های فرار از دست بیماران روانی هیجان خاصی به شما خواهند داد. پاها و دستان شخصیت اول بازی هم کاملا طراحی شده اند و اگر نزدیک دیوار شوید به زیبایی خواهید دید که چگونه دستان شخصیت اول به دیوار کشیده می شود یا وقتی بنشینید کاملا می توانید نشستن و حرکت او را ببینید که به جرات می توان گفت در حد Battlefield 3 است! یکی دیگر از نکات جالبی که به چشمم خورد نحوه کج شدن از کناره های دیوار برای دید زدن بود. وقتی در کنار دیوار به جلو حرکت می کنید اگر به انتهای آن برسید خود به خود حرکت شما قطع می شود و با زدن دکمه های E یا Q شخصیت اول بازی به زیبایی کج می شود و راه رو های اطراف را دید می زند. همچنین هنگام فرار از دست بیماران روانی در آن هیجان که صدای نفس نفس های بیماران می آید می توان با زدن Q در همان حالت دویدن به عقب نگاه کرد که بسیار ایده خوبی است و به سینمایی تر شدن بازی کمک شایانی کرده است.
یکی دیگر از راه های خلاص شدن از دست دشمنان پنهان شدن است. بعد از کمی دویدن و ایجاد فاصله مناسب می توانید وارد کمد هایی که در هر اتاقی پیدا می شوند، شوید و منتظر بمانید تا دشمن مورد نظر کمی اطراف را بگردد و شرش را کم کند. البته ممکن است شما در کمد مخفی شده باشید و او هم دقیقا همان کمد را باز کند و شما را پیدا کند که در این صورت بدشانسی نصیبتان شده است زیرا به نظر می رسد این انتخاب کمد توسط دشمنان شانسی باشد.
بدون شک بهترین بخش بازی صداگذاری آن باشد. صدای نفس نفس زدن شخصیت اول بازی در مواقعی که می ترسد یا وارد مناطق تاریک می شود بسیار جالب است. صدای شخصیت های منفی و رعایت شدن تن صدای آن ها در شرایط مختلف، افکت های صدایی که در پس زمینه پخش می شود و موزیک های بازی همگی ثابت می کنند که تیم صداگذاری بازی یک تیم کاربلد هستند. از نظر گرافیکی هم بازی در سطح خوبی قرار دارد. هر چند ممکن است اتاق ها شبیه هم به نظر برسند ولی بعضاً راهتان به مناطقی باز می شود که طراحی جالبی دارند. برای مثال وارد اتاقی می شوید که یک نفر بدون هیچ صدایی جلوی یک پنجره بزرگ ایستاده و تا یک قدم جلو می گذارید رعد و برق پر سر و صدایی می زند و صحنه جذابی به وجود می آورد.
شاید همین که صحبت در مورد ترسناک بودن یا نبودن بازی را به انتهای نقد گذاشته ام خودش نشان بدهد که بازی چندان هم ترسناک نیست! در حقیقت طراحی بیماران روانی و افرادی که شما را دنبال می کنند و باید از دست آن ها فرار کنید اصلا ترسناک نیست. حتی طراحی روحی که در تاریکی مطلق به سمت شما می آید و شما تنها صدایش را می شنوید هم ترسناک نیست. در یک صحنه به سمتی دیگر پیچیدم و در حالی که انتظارش را نداشتم این روح ملعون را دیدم که به سمتم می آید ولی دریغ از یک ذره ترس! چندین بار هم ممکن است به خاطر ناگهانی پریدن دشمنان به سمتتان بترسید که شبیه لذت های زودگر است! تنها مواقعی که چند نفر دنبالتان هستند و باید از دست آن ها فرار کنید ممکن است استرس بگیرید.
در کل Outlast یک تجربه چهار پنج ساعته خوب است که سرش به تنش می ارزد. هرچند ممکن است آنطور که نمایش های قبل از انتشار میخواستند نشان دهند، ترسناک نباشد ولی صحنه ها و تجربیاتی در دل آن نهفته است که امتحان کردنش را به همه پیش نهاد می کنم. Red Barrels نشان داد با آنکه استودیوی تازه تاسیسی است ولی کارکنان خوبی دارد. به شدت منتظر پروژه های بعدی این شرکت و شاید هم Outlast 2 هستم.




برای من که خیلی بازیه ترسناکی بود.
chris walker خیلی حرسمو در میاورد. هرجا میری میاد یک لحظه از دستش آرامش نداری. دمه wallrider گرم که کشتش🤣🤣🤣
حسین به نظرت ممکنه outlast2 هم بیاد؟
در حال ساخته
راستی بچه ها یه بازی توپ دیگه ام میشناسم اسمش until dawn هس اونم سبکش مث همینه با ایت تفاوت ک تو اون از دست یه قاتل زنجیره ای روانی که تمام دوستامونو کشته حالا دنبال ما هس فرار کنیم تا اونجایی ک من میدونم واسه ایکس باکسه فعلا ولی خیلی هیجان داره گرافیکشم بالاس
البته until down بازی خوبی هست ولی شباهت زیادی به اوت لست نداره.تنها شباهتش اینه که هردو در سبک بقا هستن.ولی این کجا و آن کجا
آره اونم بازی خیلی خوبیه و فقط واسه پلی استیشن 4 هست. البته یکم سبکش فرق می کنه با این. من ویدیو مراحلشو تو یوتیوب دیدم خیلی هیجان انگیز بود!
راستی واس منم جدا نبود کلا ی سیدی گرفتم همونو نصب کردم دوتاش بود ولی اون قسمتش بی مقدمه شروع میشه منکه سردرنیاوردم
نمیدونم والا سیدی ای ک من گرفتم دوتاش هس زیرهمه گزینه هاش ولی جداس اون قسمتش یچی دیگس خدایی یعنی ما دوبار وارد اونجا میشیم ؟؟ اون قسمتش اخه بی مقدمه شروع میشه هااا
دوستان این بازی به دو بخش تقسیم شده اونجایی ک میخواید وارد بازی بشید زده نییو گیم یا کانتینیو زیرش یه گزینه هس که زده wisblower یه همچین چیزی این گزینرو بزنید وارد قسمت دیگش میشه یه حالتی ک انگار زندمون میکنن این قسمتشو حتما بازی کنید وحشت این قسمتش بیشتره و پایان خوبی ام داره .
آره ولی باید اونو جداگانه نصب کنن. حتماً نسخه ای که تو داری نسخه کاملش بوده که هر دو بخش رو داره. داستان Whistleblower هم قبل از اتفاقات بازی اصلی اتفاق میوفته (زنده نمی کننش :دی).
با اینکه بازی خیلی عالیه ولی پایان خوبی نداشت.اصلا خوشم نیومد وقتی اون همه دردسر رو تحمل کردم اخرش [edited].
در ضمن اونجایی که وارد حیاط میشید برای گیمر های کم حوصله اصلا خوب نیست چون خیلی سخته تا راهو تو اون تاریکی پیدا کنی.حواستون باشه که تو حیاط اون غول گنده رو یکبار میبیند و باید از دستش فرار کنید.دی
بازیه خیلی خوبیه ما پنج نفری ساعت 2 شب نشستیم بازی کردیم و تقریبا 5 ساعت طول کشید.به بچه های زیر 15 سال این بازیو توصیه نمیکنم چون واقعا ترسناکه.ممنون از سایت خوبت حسین جون.دی
واقعا عالی بود. منکه حال کردم باهاش
سلام داداش من این بازی رو تموم کردم ولی یه سوال اخرش چی میشه من که نفمیدیم روحش چی میشه می شه کامل توضیح بدی اون دکتره چی میشه تازه منم داستانو خوندم ولی باز نفهمیدم
سلام من به مرحله 2 که میرسم بازی سیاه میشه و فقط علامت های روی دوربین معلوم هستش
همونجایی که از روی تخت بلند میشه بعد ژنراتور
سلام من همون مرحله ژنراتور گیر کردم فکر کنم مشکل از بازی باشه . آخه میام تو اتاق روبه روم یه دستگاست که 2تا چراغ قرمز روش هست . میرم سمت راست یه در هست کهبازش میکنم توی اتاق یه دکمه قرمز رنگ هستش اونو که فعال میکنم یه دیوانه میوفته دنبالم بعد از دستش فرار میکنم میرم تو یه اتاق دیگه که یه اهرم هست اونم میکشم پایین بعد برمیگردم سر همون دستگاه اول که 2تا چراغ قرمز روش داشت . بازم چراغاش قرمزه . نباید سبز بشه ؟ نمیدونم بازی مشکل داره یا من اشتباه میکنم .
تنها کاری که میتونم بکنم لینک راهنمای مراحل انگلیسی با عکس رو بدم! چون یادم نیست اصلاً!
http://guides.gamepressure.com/outlast/
خودم بازی نکردم ولی این جوری که نوشتی بهش 9 میدم
کممممک کممممک کممممک کممممک
دوستانی که این بازی رو انجام دادن کمکم کنید لطفا.در مرحله اول قسمتی که فردی که روی ویلچر نشسته بسمت شما حمله ور میشه و طبق دستور باید ماوس را به چپ و راست و یا راست و چپ حرکت دهیم من این قسمت گیر کردم نزدیک به 100 بار این تیکه رو رفتم و ماوس رو به طریقه های مختلفی با سرعت کم،متوسط،بالا به چپ و راست وبرعکس حرکت دادم بصورت حلال بصورت دایره و… اما هرکار میکنم این قسمت رد نمیشه و میبازم.مشکل از چیه سیستمم از نطرگرافیکی مشکل نداره حتی گرافیک بازی رو تا ته پایین کشیدم اما فایده نداشت لطفا کمکم کنید 🙁 🙁 🙁 😥 😥 😥
والا این شکل موس که چپ رو راست گفتی رو تو بازی من نیست 😀
خیلی جالب بود واسم تو کامپیوتر دوستم هم این موسه بود ولی برای من شکلش نمیاد . جالب اینجاست وقتی اون روانی پرید سرم منم وایسادم همینجوری نگاه کردم انگار فیلم سینمایی بود 😀 خودش پرت شد اونور منم از زمین بلند شدم .
فکر کنم مال شما کرکش مشکل داره . واسه خودم هم فکر کنم گرفتاره
برو اینجا مرحله ای که هستی رو انتخاب کن و عکسا رو ببین. اسم مرحله رو بگی میتونم ترجمه هم کنم برات:
http://guides.gamepressure.com/outlast/