همه نظرات

  1. من سه ساله که به این درد! دچار شدم. میدونم باور کردنش براتون مشکله اما هنوز Red Dead Redemption رو بازی نکردم و تو قفسه بازی ها داره خاک میخوره. تهش اینه که یه ناخنک چند دقیقه ای به بازی ها بزنم و ولشون کنم حتی بازی هایی معروف و بزرگی مثل GTA IV. الان کل فعالیت من در دنیای گیم شده مراجعه به سایت های مرتبط با گیم داخلی و خارجی و فعالیت محدود در زمینه بازی سازی مستقل. این مشکل من داره به فیلم دیدنم هم سرایت می کنه و دیگه حوصله فیلم دیدن هم ندارم و فقط دارم آرشیوشون می کنم. یه جورایی فکر کنم دید جامعه و خانوده هم بی تاثیر نباشه. نه این که کل دلیلش همین باشه اما بی تاثیر نیست. مثلا خود من دقیقا بعد از ازدواج این طوری شدم و با این که همسرم مخالف بازی کردنم نیست اما رفته رفته داره میلم به بازی کردن کمتر و کمتر میشه. خلاصه این که تاثیرگذاری فرهنگ عمومی در این قضیه رو هم باید در نظر گرفت.
    حالا نمی دونم حسین جان و بقیه هم با من موافق هستن یا نه. چون برای هر شخص ممکنه یه مورد صدق کنه اما برای دیگری نه.

  2. نقد خوبي بود. در عين كوتاه بودن متن مطالب جالبي رو پوشش دادي.
    و البته چقدر خوب كه اسم اين بازي برزگ كه به حق هم يه شاهكار هست مانع نشد تا به اشكالات هوش مصنوعي اشاره نكني.

  3. خوشحالم كه از مطلب خوشت اومده.
    اگر فرصت كردم حتما اين كار رو خواهم كرد.
    “شاغل بودن + زندگي متاهلي + تحصيلات در مقطع ارشد + كلاس هاي زبان و …” فرصت زيادي برام باقي نگذاشته. ولي حتما يادداشت برداري‌هام موقع بازي كردن رو در اختيار شما قرار ميدم.
    البته در ساعات كاري هم هست زمان هايي كه بشه وقت گذاشت مثل همين مطلب قبلم كه نوشتم.
    بابت چند ايراد نگارشي مطلب قبلي هم عذرخواهي مي كنم. عليرغم بررسي چند باره با توجه به كمبود وقت از دستم در رفت.

  4. درسته كه موقعيت هاي رميكس حافظه كم بودند و كلا به پنج مورد در طول بازي مي رسيد اما هر موقع داستان به اوج مي رسيد به رميكس كردن حافظه سوژه ها مي رسيديم. اگر بيش تر از اين مي شد بيم اون مي رفت كه جذابيتش رو از دست بده.
    البته اگر اتفاق خاصي نيفته پيش بيني و انتظار خود من اين هست كه با توجه به موفقيت نسبي از ديدگاه منتقدان امكان ادامه بازي قطعا وجود داره. مخصوصا با توجه به پتانسيل هاي بسياري كه اين بازي داره. و ادامه يعني يه بازي بزرگتر و طولاني تر با گيم پلي بيشتر.
    شخصا دوست ندارم مكانيك رميكس كردن حافظه ها تغييري داشته باشه.
    راستي چقدر خوب شد كه همكاري سوني با Dontnod ادامه پيدا نكرد و ايده اوليه بازي كه مربوط به گرم شدن كره زمين بود با تغيير ناشر بازي به Capcom به چيزي كه مي بينيم تبديل شد. در غير اين صورت با يه داستان تكراري و كليشه اي ديگه رو به رو مي شديم و ديگه
    اين چنين پتانسيل هايي براي خلق يه IP جديد و باب طبع وجود نداشت.
    از همين فرصت استفاده و در صورتي كه از ايده و داستان بازي خوشتون اومد شما رو به خوندن رمان فوق العاده 1984 نوشته جورج اورول (George Orwell) دعوت مي كنم. نويسنده توانايي كه از ديگر آثار اون ميشه به كتاب “مزرعه حيوانات” اشاره كرد. اورول کتاب 1984 رو در سال 1949 نوشت، يعني در زماني كه جنگ جهانی دوم به تازگی پایان یافته بود و جهان خطر تسلیم شدن در مقابل قدرت ظالم و
    استبدادگر را به خوبی احساس کرده بود و چه بسا خود را براي گردن نهادن به ظلم و استبداد آماده كرده بود.
    در تاثيرگذاري اورول و اين كتاب همين بس كه براي توصيف توتاليريسم و نظام هاي سركوب گر به صورت خلاصه از اصطلاح “جهان اورولي” استفاده مي كنند.
    اگر بدونين كه اورول اين داستان را با چه مشقت و در چه وضعيت جسماني نوشت بي شك به اراده و تلاش او غبطه خواهيد خورد و اين نويسنده فوق الهاده به يكي از نويسندگان محبوب شما تبديل خواهد شد. به طوري كه بسياري بر اين عقيده هستند دليل مرگ زود هنگام اورول در سن 46 سالگي تاليف مصرانه و بي وقفه اين كتاب در شرايط بد محيطي و جسماني، و البته معالجه دير هنگام بيماري‌اش هست.
    با يه جستجوي ساده در گوگل ترجمه فارسي و حتي نسخه صوتي به زبان فارسي كتاب هاي فوق رو مي تونيد به راحتي دانلود كنيد.
    از مديوم سينما هم ميشه فيلمEternal Sunshine of the Spotless Mind با بازي جيم كري و كيت وينسلت رو نام برد. داستان فيلم در مورد زن و شوهري هست كه با مراجعه به مركز خاصي تمايل دارن خاطرات تلخ زندگي مشترك و جدايي شون رو از ذهنشون حذف كنند. اما همون طور كه انتظار ميره و قابل حدس هست تصميم براي انجام اين كار و پذيرفتن عواقبش ابدا آسون نيست. چون پاك شدن خاطرات
    يعني پاك شدن هويت و …
    اگر فرصت شد حتما يه مطلب در رابطه با داستان بازي Remember Me و منابعي كه ازشون استفاده كرده به صورت مفصل مي نويسم.
    بيم اون ميره كه حوصله نكنيد مطلب رو تا انتها بخونيد پس مطلبم رو همين جا تموم مي كنم. در انتها فقط به اين موضوع اشاره كنم كه از انجام اين بازي بسيار لذت بردم و كفه‌ي نكات مثبت بازي بسيار سنگين تر از كفه‌ي نكات منفي بازي هست. بنابراين در بازي كردن اين عنوان هيچ شكي نداشته باشيد.

  5. به دليل نداشتن علاقه زياد به سبك و محيط كهكشاني و فضايي، اولش با بازي ارتباط خوبي برقرار نكردم و ذهنيت خوبي نداشتم. اما بعد از بازي كردن نسخه اولش براي بازي كردن نسخه هاي ديگه هيچ شك و شبهه اي نداشتم. اين بازي پر از موقعيت هاي اين چنيني هست و گيمر واقعا لمس ميكنه كه در بازي تاثير داره.

  6. به نظرم نقد كاملا منصفانه اي هست و در عين كوتاه بودن به تمام جوانب هم پرداخته شده؛ بر خلاف موج بدي كه در رابطه با اين بازي خوب راه افتاده و بعضا نمرات عجيب و غريبي در نقدهاي بازي مي بينيم.
    چيزي كه بيشتر از همه براي من جالب بود محيط و داستان بازي بوده. البته گيم پلي بازي هم خوب هست ولي به خاطر اين كه Dontnod انتظارات ما رو از بازي با مصاحبه هاش بالا برده بود گيم پلي در عين خوب بودنش بعد از مدتي توي ذوق مي زنه! اميدوارم اين اشتباه بزرگ رو در معرفي عنوان هاي بعديشون مرتكب نشن.

  7. با اين كه به نظرم حرف حسين درسته اما اين بازي قطعا ارزش بازي كردن داره. مخصوصا براي ما كه پول زيادي بابت بازي نميديم (البته نسبت به نسخه اورجينال منظورم هست).
    اين بازي از معدود بازي هايي هست كه يه حس خاص و نو با خودش به همراه داشته. درسته كه تا پايان بازي اين حس باقي نمي مونه و اين حس نو بودن و حرف تازه براي گفتن در اواسط بازي از بين ميره ولي باز ارزش داره اين بازي رو تهيه كنيد و مطمئن باشيد ازش لذت مي بريد.
    البته من هم موافقم كه بازي رو اصطلاحا كش دادند و مشكل اصلي بازي عدم رعايت تعادل در گيم پلي بازي هست كه مثالش رو حسين در رابطه با Boss ها در متن توضيح داد.

لطفا لاگین کنید

کسب امتیاز به‌ ازای هر فعالیت و بالا رفتن لول

دریافت مدال‌های خاص و رنک‌های جدید

دریافت نوتیفیکیشن و اطلاع از اتفاقات جدید

شرکت در نظرات و گفتگوهای کلن و گروه